تبليغاتX
مجید عقلمند

 

نعمت هایی را که الله به تو ارزانی نموده، به یاد آور؛ نعمت هایی که سر تا پایت را فراگرفته است:

وَإِن تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا (نحل – 18 ) " اگر نعمت خدا را شمارش کنید آن را نمی توانید بشمارید."

سلامتی بدن، امنیت وطن، خوراک، پوشاک، هوا و آب از جمله آن هاست. تو دنیا را داری و احساس نمی کنی، تو از زندگی برخورداری و احساس نمی کنی:

 وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً ( لقمان – 20 ) " نعمت های ظاهری و باطنی اش را بر شما گسترانید."


دو چشم، یک زبان، دو لب، دو دست و دو پا داری:

فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (رحمان – 13)
"کدام یک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید؟"

آیا کار آسانی است که روی پاهایت راه بروی، حال آنکه پاهای زیادی بریده شده است؟ بر ساق هایت بایستی در حالی که ساق های زیادی قطع گشته است؟  آیا ناچیز است که راحت بخوابی در حالی که درد، خواب را از شمار زیادی ربوده است؟ شکمت را از غذای خوشمزه پر کنی و از آب سرد بنوشی در حالی که بیماری ها، خورد و خوراک و نوشیدنی را از دیگران گرفته است؟ به شنوایی ات فکر کن که کر نیستی، به بینایی ات بیاندیش که کور نیستی، به پوستت نگاه کن که از بیماری ها در امان است و به عقلت بنگر که به تو ارزانی شده و سر جایش است و دچار دیوانگی و پریشانی نیستی.

آیا حاضری چشمانت را با یک کوه طلا عوض کنی؟ آیا می پذیری به وزن کوه های اُحد نقره بگیری و شنوایی ات را بدهی؟ آیا زبانت را با کاخ های شاهان دنیا عوض می کنی؟ آیا دستانت را با گردن بندهای مروارید و فیروزه مبادله می کنی؟ تو در نعمت های فراوان و خوبی های بزرگ غرق هستی اما خودت نمی دانی! زندگی ات سرشار از غم، غصه، ناراحتی و افسردگی است، در حالی که نان داغ، آب سرد، خواب راحت و تندرستی بی پایان داری! تنها به آنچه نداری می اندیشی و شکر آنچه را داری به جا نمی آوری! در حالی که کلید خوشبختی را در دست داری و هزاران هزار خوبی، استعداد، نعمت و چیزهای بسیار دیگر داری، از زیان مادی ناراحت می شوی. بیندیش و سپاس گزار:

وَفِي أَنفُسِكُمْ  أَفَلَا تُبْصِرُونَ ( ذاریات – 21 ) " و در خودتان نشانه هایی است، مگر نمی بینید؟ "

به خود، خانواده، خانه، شغل، سلامتی، دوستان و دنیای پیرامونت بیندیش:

يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنكِرُونَهَا ( نحل – 83 )  "نعمت خدا را می شناسند، ولی آن را انکار می کنند."

بسا زیانی که سود آورد

"ویلیام جیمز" می گوید: آفت ها و زیان هایی که به ما می رسد به شکل بسیار گسترده ای به ما کمک می کند؛ اگر "دوستیوفسکی" و "تولستوی" زندگی پر درد و رنجی نمی داشتند نمی توانستند داستان ها و رمان های ماندگاری را بنویسند. پس یتیمی، کوری، غربت و فقر می تواند ابزاری برای رسیدن به نبوغ، موفقیت، پیشرفت و بخشش باشد.

گاهی الله با بلاهای بزرگ انعام می کند، و قوم دیگری را با نعمت های فراوان می آزماید و به بلا می اندازد.
گاهی فرزندان و ثروت سبب بدبختی می باشند؛

وَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلَادُهُمْ ۚ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الدُّنْيَا (توبه – 85) "اموال و اولاد آنان تو را به شگفتی نیندازد؛ الله می خواهد آنان را به وسیله ی اموال و اولاد در دنیا عذاب دهد.

ابن اثیر کتاب های زیبایی مثل "جامع الاصول" و "النهایه" را به خاطر زمین گیر بودن تالیف نمود.
سرخسی نیز کتاب مشهور خود "المبسوط" را که پانزده جلد است به سبب زندانی بودن در سیاه چال نوشت.
ابن قیم کتاب "زادالمعاد" را در سفر تدوین کرد.
قرطبی "صحیح مسلم" را بر عرشه ی کشتی شرح داد.
ابن تیمیه بیش تر فتواها و کتاب هایش را زمانی نوشت که در زندان به سر می برد.
محدثان صدها هزار حدیث را در فقر و غریبی جمع آوری نمودند.
ابوالعلا معری در حالی که نابینا شد و خاطرات و تصنیفاتش را به رشته ی تحریر در آورد.
چه انسان های درخشانی که از منصب خود برکنار شدند و سپس علم و نظر خود را بیش تر از زمانی که در منصب خود بودند تقدیم امت نمودند.

" بارها سختی ها تو را در بر گرفتند که الله خیر تو را می خواست و تو ناخشنود بودی."

"فرانسیس بیکن" می گوید: داشتن اندکی از علم فلسفه، انسان را به سمت بی دینی سوق می دهد، اما تعمق در فلسفه، عقل انسان را به دین نزدیک تر می کند.

وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ (عنکبوت – 43) "جز عالمان کسی آن را نمی فهمد."

إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ (فاطر – 28) " از میان بندگان الله، فقط دانشمندان از الله می ترسند."

وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالْإِيمَانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِلَىٰ يَوْمِ الْبَعْثِ (روم – 56) "وکسانی که بدیشان علم و ایمان عطا شده است: می گویند: شما بدان اندازه که الله مقدر فرموده بود تا روز رستاخیز ماندگار بودید."

دکتر"پریل" می گوید: "هیچ گاه مومن واقعی به بیماری روحی دچار نمی شود."

تقدیم به مصیبت زدگان

در حدیث قدسی  صحیحی آمده است: " کسی که دوست خالصش از اهل دنیا را گرفتم و او در مقابل، خرسندی و رضای الله را اراده کرد، در عوضش بهشت را به او می دهم."

در حدیث صحیح دیگری آمده است: کسی که او را به دو محبوبش (یعنی دو چشمش) بیازماییم در عوض آن دو بهشت را به آن می دهم."

فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَٰكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ (حج – 46)" این چشم ها نیستند که کور می گردند، بلکه دل های درون سینه هاست که نابینا می شوند."

در حدیث صحیح دیگری آمده است: وقتی الله عزوجل فرزند بنده ی مومن را بگیرد، به فرشتگان می فرماید: فرزند بنده ی مومنم را گرفتید؟ فرشتگان می گویند: بله، الله می فرماید: میوه دلش را گرفتید؟ می گویند: بله، الله می فرماید: بنده ام چه گفت؟ می گویند تو را ستایش کرد و گفت: "انا لله و انا الیه راجعون." می فرماید: برای بنده ام خانه ای در بهشت بسازید و نامش را خانه حمد بگذارید.

در روایتی آمده است که عده ای از مردم با دیدن پاداش نیکو و ثواب مصیبت زدگان آرزو می کنند که ای کاش بدنهایشان قیچی می شد.

إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ (زمر – 10)  "جز این نیست که به صابران پاداششان را بی حساب و به تمام و کمال داده می شود.

سَلَامٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ (رعد – 24) "  سلام بر شما بخاطر اینکه صبر نمودید."

 رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا (بقره – 25)  "پروردگارا، صبر را بر ما فرو ریز."

 وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ  (نحل – 127) صبر کن، و صبر تو فقط برای خدا و به توفیق خدا باشد!

 فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ (غافر – 55) صبرکن که وعده پروردگار حق است.

و در حدیثی آمده است: بزرگی پاداش به بزرگی بلا وابسته است، وقتی الله گروهی را دوست بدارد، آنان را مبتلا می کند، کسی که خشنود شود، خشنودی از آن اوست و کسی که خشمگین شود، خشم از آن اوست.

در مصیبت ها مسائلی نهفته است: از جمله صبر، تقدیر اجر، و بنده باید بداند کسی که گرفته، همان ذاتی است که عطا کرده و کسی که سلب نموده ، همان ذاتی است که داده است.

 إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا (نساء – 58) "الله به شما دستور می دهد که امانت ها را به صاحبانشان بدهید."

ای انسان! غم مخور

ای انسان! ای کسی که از زندگی خسته شده ای، از زندگانی بدت می آید، از روزگار به تنگ آمده ای و حوادث بد روزگار را چشیده ای، بدان که پیروزی آشکار، نصرت نزدیک، گشایش پس از تنگی و آسانی پس از سختی در راه است.

پیرامونت را لطفی پنهان در بر گرفته است؛ امیدی روشن، آینده ای درخشان و وعده ای راستین در انتظار توست: وَعْدَ اللَّهِ ۖ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ (روم – 6) " این وعده ای است که الله داده است و الله هرگز در وعده اش خلاف نخواهد کرد." برای تنگی ات گشایش و برای مصیبتت زوال هست؛ انس، شادی، شبنم، طراوت و سایه ای وجود دارد: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ (فاطر – 34) "حمد و سپاس الله را که غم و اندوه را از ما دور کرد."

ای انسان! وقت آن رسیده است که تردیدت را با یقین، خمیدگی وجدانت را با حقیقت، کجی افکارت را با هدایت، و پراکندگی مسیرت را با آگاهی درمان کنی.

وقت آن رسیده است که ابرهای تاریکی را با سپیده دم، تلخی تاسف را با شیرینی رضایت و شب های آشوب را با نوری که دروغ ها را می بلعد، از میان برداری.

ای مردم! بدانید که پشت بیابان های خشکتان، سرزمین آرام و سرسبز است که رزق و روزی اش به راحتی و آسانی از هر سو فرا می رسد.

بر قله کوه سختی، دشواری و تلاش، بهشتی است که باران تندی بر آن باریده و سرسبز و خرم می باشد و اگر باران تندی بر آن نباریده باشد، باران کمی از مژده، فال نیک و امیدی که در پی آنیم، خواهد بود.

ای کسی که به بیداری مبتلا شده ای و در چهره شب فریاد می زنی: ای شب دراز! آیا رخت بر نمی بندی؟ مژده که صبح آمد: أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ (هود – 81) " آیا صبح نزدیک نیست؟ " صبحی که تو را سرشار از نور، شادی و سرور می گرداند.

ای کسی که اندوه عقلت را ربوده است: آرام باش، چون تو را از افق غیب، گشایشی است و از سنت های ثابت و راستین، فراخی.

ای کسی که چشمت پر از اشک شده است: اشک هایت را پاک کن، چشمانت را آسوده گردان، آرام باش، زیرا تو از ولایت پروردگار هستی، برخورداری و به سبب لطفش تحت نگه داری اویی، ای بنده! آرام باش، چون تقدیر انجام شده، انتخاب صورت گرفته، لطف حاصل شده، تشنگی مشقت برطرف شده، رگ های تلاش تازه شده و پاداش نزد کسی که تلاش به در گاهش ناکام نمی ماند، تثبیت شده است.

آرام باش: زیرا با کسی معامله می کنی که بر همه امورش چیره است، نسبت به بندگانش لطیف و خلقش مهربان است و در تدبیرش نیکو عمل می کند.

آرام باش: زیرا که عواقب نیکو، نتیجه ها آرام بخش و سرانجام پسندیده است.

پس از فقر بی نیازی است، پس از تشنگی سیرابی، پس از دوری دیدار، پس از هجران وصل، پس از جدایی پیوند و پس از بی خوابی، خوابی آرام، لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَٰلِكَ أَمْرًا (طلاق – 1) " تو نمی دانی، بسا الله پس از این حادثه، وضع تازه ای پیش آورد."

ای کسانی که در زمین، گرسنگی، بدبختی، بیماری، درد، فقر و رنج دیده اید، مژده که شما سیر، خوش بخت، خوش حال و تندرست خواهید شد: وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ * وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ (مدثر – 33-34) "سوگند به شب، چون پشت کند و سوگند به صبح چون روشن گردد."

ناگزیر شب تیره روشن می گردد و غل و زنجیر شکسته می شود، کسی که از صعود کوه ها بترسد، همیشه در میان گودال ها خواهد زیست.

انسان باید نسبت به پروردگارش خوش گمان باشد، از او انتظار فضل و برکت داشته و به لطف مولایش امیدوار باشد، چون کسی که فرمانش با کلمه " کُن " (باش) محقق می شود، سزاوار است که به وعده هایش اعتماد شود و به ریسمانهایش چنگ زده شود؛ کسی جز او منفعت نمی رساند و کسی جز او زیان را دفع نمی کند؛ او به هر کسی لطف، در هر حرکتی حکمت و در هر ساعتی گشایش دارد؛ صبح را پس از شب و بارندگی را پس از خشکسالی می فرستد، می بخشد تا سپاسش گزارند، می آزماید تا بداند چه کسی صبر می کند، نعمت می دهد تا ثنا بشنود و بلا را مسلط می نماید تا دعاها به سوی او بالا رود، بنابراین شایسته است که انسان رابطه اش را با او تقویت کند و پیمانش را با او استوار دارد و از او بسیار درخواست کند: وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِن فَضْلِهِ (نساء – 32 ) "از الله فضلش را بخواهید"، ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً (اعراف – 55) " پروردگار خود را فروتنانه و پنهانی به کمک بخواهید."

و سخن آخر اینکه حمد و سپاس و ستایش مخصوص الله است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 11:12  توسط مجید عقلمند  | 

 

الرزاق  نامی از نام‌های نیکوی خداوند است که در موارد بسیاری در قرآن کریم ذکر شده است؛ از جمله می‌فرماید:

﴿إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ﴾  (ذاریات/ 58).«تنها خدا روزی‌رسان و صاحب قدرت و نیرومند است و بس».


رزاق کسی است که ارزاق و سبب به دست آوردنشان را آفریده است. او کسی است که با فضلش هر موجودی را یاری می‌دهد تا وجود و صورتش را حفظ کند. پس عقل‌ها را با علوم یاری می‌کند و قلب‌ها را با فهمیدن و روح‌ها را با تجلیات و مشاهدات و جسم‌ها و بدن‌ها را با غذاهایی که مناسب  آن است آن گونه که خداوند اراده کرده است، یاری می‌رساند.


رزق را بر قومی وسعت و گسترش می‌دهد و بر قومی دیگر تنگ می‌گرداند. او کسی است که روزی و روزی خورنده را آفریده و روزی را به روزی‌خور می‌رساند و اسباب استفاده از روزی را برایشان آفریده است. «رزاق» کسی است که نفوس را تغذیه می‌کند و به قلوب شیرینی می‌چشاند. او کسی است که دل اغنیاء را به وجود رزق معلق گردانیده و قلب فقرا را به دیدن رزاق اختصاص داده. رزاق کسی است که ارواح و بدن‌ها را با دیدن لطائف و کشف زیبایی‌ها روزی می‌رساند. رزاق کسی است که هر کدام از بندگانش را که بخواهد قناعت روزی می‌کند و او کسی است که ارزاق را آفریده و آن را در اختیار روزی خورنده‌ها قرار داده و به دست آوردنش را براساس حکمت و تقدیر ازلی آسان گردانیده است.


گوناگونی غذاها و چاره‌اندیشی در مورد هر کدامشان به اراده و مشیت خداوند است. هر گاه انسان فقیری را دیدی، بدان که خداوند حکمتی را در این کار قرار داده که آن شخص بدین گونه است. هنگامی که همه‌ی همت و مشغولیت انسان صرف به دست آوردن و کسب رزق می‌شود، خداوند به او تذکر می‌دهد که:


﴿وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ﴾  (ذاریات/ 22).«در آسمان، روزی شما است و نیز چیزهایی که بدان وعد و وعید داده می‌شوید».


یعنی رزق شما به قضا و قدر بستگی دارد، به دست آوردن و یا فزونی آن در دست بنده نیست، خداوند قسم یاد می‌کند تا بنده مطمئن گردد می‌فرماید:


﴿فَوَرَبِّ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ﴾  (ذاریات/ 23).«به خدای آسمان و زمین سوگند که این حق است، درست همان گونه که شما سخن می‌گویید».


سخن گفتن صفت ملازم انسان است همان‌گونه نیز رزق و روزی، حقیقت ثابتی با انسان است. گاهی اوقات شخص در سخن گفتن فصیح است و گاهی ضعیف. همان‌گونه نیز گاهی رزق وسیع است و گاهی کم. گاهی اوقات رزق ظاهری است همچون غذاها و خوردنی‌ها و گاهی وقت رزق باطنی است همچون معارف و مکاشفات. و این غذای قلب‌ها و درون‌هاست و این بهترین نوع رزق است؛ زیرا ثمره‌ی آن حیات ابدی است. اسم رزاق هم برای خداوند به کار می‌رود، آن هم به اعتبار آن که او خالق ارزاق است و آن را تسخیر کرده و در اختیار مردمان و دیگر جانداران می‌گذارد و هم برای انسان به کار می‌رود به اعتبار این که خداوند رزق را بر دستان مردمان جاری می‌سازد. خداوند می‌فرماید:

سوالات و نظرات خود را از طریق پست الکترونیک برایم بفرستید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 0:0  توسط مجید عقلمند  | 

 

فلسفه تعدد زوجات پیامبر


هرکس زندگانی رسول خدا  -صلی الله علیه وآله وسلم - به دقت بررسی کند، نیک در می یابد که ازدواج آن حضرت با این زنان متعدد در اواخر عمر شریفشان، پس از آنکه حدود سی سال از بهترین دوران های عمر و نشاط جوانی خود را تنها به یک همسر نسبتا سالمند، ابتدا با خدیجه رضی الله عنها و سپس با سوده رضی الله عنها، گذرانیده اند؛ در می یابد که این ازدواج ها بخاطر آن نبوده است که ناگهان در وجود خودشان اشتیاق و شهوت بی حد و مرزی نسبت به زنان احساس کرده اند، و جز در پرتو همخوابگی با این شمار فراوان از زنان نمی توانستند در برابر آن شکیبایی کنند بلکه قطعا اهداف و آرمان های دیگری برتر و بزرگتر از آن غرض و منظوری که معمولا با ازدواج برآورده می گردد، در کار بوده است.


رویکرد حضرت رسول اکرم  -صلی الله علیه وآله وسلم - به وصلت با ابوبکر رضی الله عنه و عمر رضی الله عنه از طریق همسری با عایشه رضی الله عنها و حفصه رضی الله عنهاهمچنین ، در آوردن دخترشان به همسری علی بن ابیطالب رضی الله عنه و در آوردن دو دختر دیگرشان رقیه و سپس ام کلثوم به همسری عثمان بن عفان رضی الله عنه، آشکارا اشارت دارد به اینکه آن حضرت می خواستند از طریق این ازدواج ها با این چهار مرد بزرگ که کوشش و فداکاری ایشان در بحران های تعددی که بر اسلام گذشته بود و خداوند چنان مقدر فرموده بود که اسلام از آن بحران ها بگذرد، برای آنحضرت به اثبات رسیده بود، روابطی محکم برقرار سازند.


یکی از آداب و رسوم عرب این بوده است که برای خویشاوندی سببی از طریق وصلت احترام خاصی قائل می شدند و این نوع ارتباط خویشاوندی از نظر آنان بابی از ابواب نزدیکی در برقراری روابط میان تیره ها و طایفه های گوناگون بوده است، و آنان ستیز و نبرد با خویشاوندان سببی را برای خودشان ننگ و عار تلقی می کرده اند. رسول خدا -صلی الله علیه وآله وسلم - از طریق ازدواج با چند تن از امهات مومنین، می خواستند شدت عداوت و دشمنی قبایل عرب را با اسلام کاهش دهند، و از گزند کینه توزی های آنان بکاهند.


ام سلمه رضی الله عنها از طایفه بنی مخزوم – طایفه ابوجهل و خالد بن ولید - بود؛ وقتی که رسول خدا -صلی الله علیه وآله وسلم - وی را به همسری خویش در آوردند، از آن پس، خالد بن ولید آن موضعگیری شدید خود را در برابر مسلمانان مورد تجدید نظر قرار داد، و پس از مدتی نه چندان طولانی از سر طوع و رغبت اسلام آورد. همچنین، ابوسفیان پس از ازدواج آنحضرت با ام حبیبه رضی الله عنها در هیچگونه نبردی با ایشان رویاروی نگردید. نیز، پس از ازدواج رسول خدا -صلی الله علیه وآله وسلم -  با جویریه رضی الله عنها  و صفیه رضی الله عنها هیچگونه تحرکی را از سوی بنی نضیر و بنی مصطلق در برابر آنحضرت مشاهده نمی کنیم؛ از سوی دیگر، مشاهده می کنیم که جویریه از جهت برکت آفرینی برای قوم و قبیله اش یک زن نمونه شناخته می شود، و صحابه رسول خدا -صلی الله علیه وآله وسلم -  یکصد خانوار از اسیران قوم و قبیله وی را به خاطر ازدواج پیامبر -صلی الله علیه وآله وسلم -  با او آزاد می کنند و می گویند: اینان خویشاوندان رسول خدایند! و پر واضح است که چنین منت گذاری بر یک طایفه و قبیله از سوی مسلمانان چه تاثیر بسزایی در عمق جان آنان داشته است.

سوالات و نظرات خود را از طریق پست الکترونیک برایم بفرستید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 0:1  توسط مجید عقلمند